محمد معصوم البكري ( نامى )

74

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

و ثمانمايه بر مسند سلطنت جلوس نمود و در اجلاس او جميع مردم از علما و صلحا و رعايا و سپاهى متفق بودند . و او حاكم باستقلال شد و لواى استعلا برافراشت . آورده‌اند كه جام نظام الدين در اوائل حال طلب علم مىنمود ، و در مدارس و خوانق مىگذرانيده ، و بغايت متواضع و خليق « 1 » بود و بصفات پسنديده و اخلاق حميده متصف ، و زهد و عبادت بدرجهء كمال داشته ، و فضيلت و حالت او زياده ازان بود كه شمهء از ان تحرير توان نمود . در اوائل جلوس از تهته بجمعيت تمام به بهكر آمد و يك سال رحل اقامت انداخته مردم قطاع الطريق را قلع و قمع ( f . 51 b ) نموده در قلعهء بهكر ذخيره بسيار از هر قسم كشيد . و دلشاد نام خانه زادهء او بود و به او در مدارس خدمت مىكرد ، او را به بهكر تعين نمود . و حوالى و حواشئ سند را بنوعى ضبط كرد كه مردم مرفه الحال در مسالك آمد و شد مىنمودند . و از آنجا خاطر جمع ساخته ، بعد از يك سال مراجعت نموده در تهته مدت چهل و هشت سال باستقلال گذرانيد . و در زمان دولت او علما و صلحا و فقرا در نهايت فراغت اوقات مىگذرانيدند ، و سپاهى و رعيت آسوده حال و مرفه البال بودند . جام نظام الدين با سلطان حسين لنگاه حاكم ملتان معاصر بوده ، و در ميان ايشان طريقهء محبت و مودت ثابت بوده . هميشه تحف و هدايا با يكديگر ارسال مىنمودند . و جام نظام ( الدين ) هر هفته باصطبل خود مىرسيد و دست بر پيشانئ اسپان مىكشيده و مىگفته كه اى دولت مندان ! غير غزا نمىخواهم كه سوارى بر شما واقع شود ، چرا كه در حدود اربعه حكام اسلام‌اند .

--> ( 1 ) م : خوش خلق